سلام به همگی
خوبید
این چند روزه که نبودم و نتونستم بیام
خیلی روزای خوبی بودن
از اولش که ماجرای دانشگاه به خوبی تموم شد ولی دیگه خودم رابطم رو کم کردم
و دیگه هم قصد ندارم که بذارم اینچنین اتفاقاتی بیافتن
بعدش هم از یه استاد مزخرف یه نمره تقریبا خوب گرفتم(اخه 10 نمره پایانی بود و من
هم 8 رو ازش میگیرم)
که بعد از شنیدن این خبر بابام داشت شاخ در میاورد(البته همینجا من همچی رو تکذیب
می کنم و اصلا این وصله ها به من نمی چسبه)
بعد از اون هم این آخر ترمی رو تو دو در کردن کلاسا بودم و به جز 2یا 3کلاس که مجبور
بودم نرفتم(اینجا هم باید این نکته اضافه بشه که یکی از اون چندتا اختیاری بود و چون
میدونستم به جای حضور و غیاب مثبت میذاره، رفتم ما فقط قالبیت جذب مثبت های
عمومی را داریم ولی در عوض در کسب منفی های عمومی رو دست نداریم.
تو این مدتی که ذکر شد من دوبار اومدم اندیمشک و برگشتم اهواز(که تو این دو روز یه
شب دعوت دوست مامانم بودیم و رفتیم علی کله که یه چیز خیلی با ارزش رو اونجا از
دست دادم در واقع افتاد تو آب)
یه جورایی داشتم از خستگی میمردم
وقتی هم که من کلا برای تعطیلات(قابل توجه عزیزان«نه درس خوندن»)
برگشتم خونه بعد دو روز مامانم منو گذاشت و رفت(در واقع از دست این بنده بیچاره و
بی تقصیر در رفت)
تهران که به خواهرم یه سرکی بزنه و برگرده
حالا منو بابام موندیم تو خونه تنها(قرار بود که من از بابام مراقبت کنم ولی فیلا که برعکس شده)
برا درس خوندن هم من که تو خونم اگه از بیکاری هم جونم در بیاد نمی تونم برم سراغشون
هرچند هی سعی میکنم که بیشتر تر تو خونه بدرسم ولی نمیشه
برا همین فردا میرم اهواز بلکه بشینم درسای عقب موندم رو برسونم که شب امتحان حداقل بخونم
.............................................................
خوب اینجا هم یه کوچولو برا یه عزیز بنویسم(یه دوست که خیلی خیلی برام عزیز)
1.خیلی خوشحالم که به این ناچیز هایی که من مینویسم اهمیت میدین.
2. من میلاد رو دیدم و یه کوچولو هم با هم حرف زدیم
3.بعد از اینکه حرفاشو(بعضی از حرفاتون رو) بهم گفت فقط و تنها عکس العملی که داشتم
این بود که یه لبخند از سر محبت بزنم همین
من خودم تمام چیزایی که نوشتم رو خوب می دونستم
ولی خوب بازم مثل اینکه باید از شما یه معذرت خواهی هم بکنم
و اینم باید اضافه کنم که بین من و میلاد هیچی پیش نمیاد
چون ....(چونش دیگه لازم نیست)
و در آخر هم خوشحال میشم که بعضی چیز ها رو به خودم بگین(این یه جمله رو حتما
برا میلاد بخونین و عکس العملش رو بهم بگین یه خنده از سر شیطنت خیلی زیاد)
و در آخر هم یه بووووووووووووووووووووووووووس گنده برا همه دوستام(چه حقیقی
و چه مجازی که هر کدوم یه جایی از قلبم رو تصاحب کردین)